تبليغاتX
روزهای روشن
سیاسی-اجتماعی
 
 

وقتی علیرضا خدایی پاانداز می شود!

 

علیرضا خدایی ،گرداننده ی سایت ساواماساخته ی "پیک نت" و ورق پاره ی آخوندی "راه توده" که روز و شب به لوطی گری برای رژیم اشغالگر و دست نشانده ی آخوندی سرگرم است، چنانچه پرکارترین مزدور وزارت اطلات رژیم آخوندی در برونمرز نباشد،بی گمان در زمره ی پرکارترین مزدوران این رژیم ضدایرانی قرار داشته و از آن دسته جانورانی است که بواسطه ی دریدگی و بی چشم و رویی و گذراندن دوره های معروف حوزوی می بایستی بجای لوطی شدن،آخوند می شد.

 علیرضا خدایی که بواسطه ی تلاش شبانه روزی در زمینه ی اجرای فرامین گردانندگان وزارت اطلاعات رژیم آخوندی بویژه در زمینه ی سمپاشی و دروغ پراکنی علیه مقاومت و اپوزیسیون برانداز رژیم آخوندی اخیرا از سوی گردانندگان این وزارتخانه ی تروریست پرور به نشان ویژه و فقاهتی "یابوی استثنایی" مفت خر شده است،در تازه ترین شماره ی سایت ساواماساخته "پیک نت" به درج یک آگهی تبلیغاتی برای شخصی بنام "بهرنگ علوی"(بخوان بد رنگ علوی!) که گویا گرداننده ی یکی از گروه های راک می باشد،پرداخته و از خوانندگان این سایت ساواماساخته خواسته است که به گروه مزبور رای دهند.

و اما این "بهرنگ(بدرنگ) علوی" کیست؟

تا آنجا که من می دانم،"بهرنگ(بدرنگ) علوی" پسرخوانده ی یکی دیگر از مزدوران رژیم آخوندی بنام "حسین علوی" است.

"حسین علوی"،از سران پیشین حزب خائن توده، از مزدوران رژیم آخوندی و از برنامه سازان رادیو آخوندی موسوم به "زمانه" است که با بودجه ی دولت هلند،بنام دولت هلند،اما بکام وزارت اطلاعات رژیم آخوندی برنامه پخش می کند و در راستای پیشبرد سیاست های حزب مردم فروش توده به لابی گری برای رژیم آخوندی می پردازد.

"بهرنگ(بدرنگ) علوی" فرزند "ناصر منصور" و شخصی بنام "شیرین" است."شیرین" که از عوامل حزب معلوم الحال توده بوده و با نام مستعار "پروین" بهمراه پسرش "بهرنگ" در دوران حاکمیت باند دست نشانده ی شوروی در افغانستان،در کابل مستقر بود،پس از جدایی از همسرش با "حسین علوی"(با نام مستعار "امین") که در آن هنگام مسئولیت تشکیلات ضدایرانی حزب توده در افغانستان را برعهده داشت،ازدواج کرد.

جالب است بدانیم که در آن هنگام علیرضا خدایی(با نام مستعار"علی") و "حسین علوی" در جریان سگ دعواهای درونی حزب توده دشمنان خونی یکدیگر بوده و سایه ی یکدیگر را با تیر می زدند!

اینک اما زمانه دیگر شده است و جفتک اندازی ها و لگدپراکنی های "رفقا و رقبای دیروز" جایش را به همدلی و همکاری و همدستی و پااندازی برادران امروز در چارچوب اجرای دستورات وزارت اطلاعات رژیم آخوندی داده است :

امروزه علیرضا خدایی  و حسین علوی که هردو آشکارا سر در توبره ی وزارت اطلاعات رژیم آخوندی دارند،در سایت ساواماساخته ی "پیک نت" و رادیو آخوندی موسوم به "زمانه" به یکدیگر دل می دهند و قلوه می گیرند،هرچند با خرمردرندی و قحبگی حرفه ای ـ توده ای چنین وانمود می کنند که یکدیگر را نمی شناسند!

در چنین فضای "عاشقانه ای" است که علیرضا خدایی ضمن پااندازی برای حسین علوی، به درج آگهی تبلیغاتی برای پسرخوانده ی  این رقیب دیروز، و شریک و همدست امروزش در وزارت اطلاعات رژیم آخوندی می پردازد و به سبک رژیم آخوندی می کوشد تا خوانندگان ناآگاه را فریفته و رای شان را در صندوق های مزدوران وزارت اطلاعات رژیم بیندازد!

این چند سطر را نوشتم تا به جانورانی همچون علیرضا خدایی و حسین علوی و اربابان شان در رژیم آخوندی یادآوری کرده باشم که مردم ایران آگاهند و فریب قورباغه های رنگ کرده ی رژیم از قماش "بهرنگ(بدرنگ) علوی" را نمی خورند!

و اینهم آگهی تبلیغاتی پاانداز حرفه ای و مزدور آبروباخته،علیرضا خدایی برای قورباغه ی رنگ کرده ی  توده ای ـ آخوندی،"بهرنگ(بدرنگ) علوی"  پسرخوانده ی حسین علوی که در سایت ساواماساخته ی "پیک نت" آمده است: 

  

در این مسابقه "راک" شرکت کنید!

ساماوایو یک گروه بین المللی "راک" است و سرپرست و گیتاریست آن یک جوان ایرانی مقیم آلمان بنام بهرنگ علوی. این گروه در یک مسابقه فشرده و سخت که بین بیش از پنجاه هزار گروه راک در سراسر جهان برگزار شده، توانسته جزو سه گروه برگزیده انتخاب شود . این مسابقه با هزینه شرکت کوکاکولا برگزار شده و اکنون رقابت سختی بین سه گروه باقی مانده در جریان است. شما هم می توانید با رای و نظر خود در باره آخرین کار این گروه "ساماوایو" شرکت کنید. و شاید هم به گروهی رای دادید که سرپرست آن "بهرنگ علوی" است. می توانید اینجا قطعات راک را گوش کنید و رای بدهید.

|+| نوشته شده توسط مهرداد نیک زاد در شنبه بیستم مهر 1387  |
 
 

 

 

پیام شاهزاده رضا پهلوی

 

 بمناسبت اعدام زندانیان سیاسی

 

هم میهنان عزیزم،

با نگرشی به کارنامۀ سیاه و سهمناک کشتار در جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ تا کنون، هر برگی را خونین تر و مرگبارتر از برگ دیگری می یابیم.

جرم تمامی این جانباختگان صرفنظر از ایده و مرام سیاسی آنان، در نهایت معصومیت، پای بندی به اصل آزادی عقیده و بیان و ابراز آزادنۀ اعتقادات و آرمانهایشان بوده است.

جلادان رژیم دستور دارند که دگراندیشان دربند را یا به ترک عقیده وادار کنند و یا بکشند و در گورستان های بی نام و نشان به خاک بسپارند.

دهم شهریور ماه تنها یادآور کشتار بی رحمانۀ تاریخی نیست، بلکه حکایت از مقاومت قهرمانانه و رشادت آمیز قربانیان آن دارد. آنها با پذیرش مرگ بجای تسلیم در برابر استبداد، نقاب از چهرۀ اهریمنی رژیم برگرفتند و ماهیت ضد ایرانی و واپسگرای آنرا برملا ساختند.

اکنون بر ما ایرانیان است که همواره یاد تمامی این فرزندان جانباخته و شایستۀ ایران را با هر باور و اندیشه ای گرامی بداریم و با تلاشی همبسته و پیوسته در راه رهایی میهن، روح پاکشان را شاد و خانواده هایشان را مفتخر و سربلند نمائیم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی
|+| نوشته شده توسط مهرداد نیک زاد در جمعه نوزدهم مهر 1387  |
 
 

 صد لعنت به رژیم جنایتکار آخوندی!

 

صد رحمت به حکومت پهلوی!

 

 

محمد رضا خاتمی،برادرشیخک جلاد و شیاد، محمد خاتمی،و از سرکردگان باند جنایتکار و راهزن موسوم به "اصلاح طلب" در مصاحبه ای با روزنامه ی "اعتماد" که یکی از بلندگوهای تبلیغاتی جنایتکاران "دیروز" و "اصلاح طلبان" امروز می باشد، ضمن مقایسه ی دوران پرنکبت ریاست جمهوری پاسدار تیرخلاص زن،احمدی نژاد، با دوران پرنکبت ریاست جمهوری محمد خاتمی خون آشام و فریبکار،به دفاع از برادر جنایتکارش پرداخت و مدعی شد:

"امروزه وقتی عامه مردم وضعیت زندگی، معیشت، آزادی های اجتماعی جوانان و حتی ورزشکاران یا بیشتر از همه دخالت هایی که در مسکن می شود، مشکلاتی که جانبازان و ایثارگران که در آموزش و پرورش دارند و تضییقاتی که برای آنها ایجاد شده یا بیماران و دردمندان که داروهای آنها گران تر شده و به آن امکانات سابق دسترسی ندارند را ملاحظه کنند و با حساب دو دوتا چهارتای ساده مقایسه می کنند اکثریت به اصطلاح عامیانه می گویند صد رحمت به آقای خاتمی. مردم از وضع موجود ناراضی هستند و وقتی مقایسه می کنند طالب این هستند که به وضع سابق برگردند."

محمدرضا خاتمی که خود همچون دیگر  گرگ های سرکرده ی باندهای گوناگون حکومتی در جنایات و تبهکاری های بیشمار رژیم خونریز جمهوری اسلامی علیه مردم ایران مستقیما نقش داشته و دارد،آشکارا خود را به خریت زده و بروی خود نمی آورد که برادر جنایتکارش در سال های جنگ ضدمیهنی و خمینی خواسته ی ایران و عراق وزیر ارشاد رژیم دست نشانده ی آخوندی بود و در این مقام،همچون امام اهریمن خوی و پلیدش صدها هزارتن از کودکان و نوجوانان و جوانان ایران را با وعده ی رسیدن به بهشت روانه ی جهنم جنگ با کشور همسایه ی مان نمود!

 محمدرضا خاتمی همچنین بروی نامبارک خویش نمی آورد که کشتار همگانی زندانیان سیاسی میهن مان در تابستان سال ۶۷ بفرمان خمینی دجال در دورانی رخ داد که برادر خون آشام وی وزیر ارشاد رژیم آخوندی بود و هم او بود که دوش بدوش لاجوردی جلاد و دیگر دژخیمان خمینی صفت، شکنجه گران و اعضای جوخه های اعدام را در زمینه ی تجاوز به دختران و زنان دربند، پیش از اعدام آنان، ارشاد و راهنمایی، و آنان را برای گرفتن پول فشنگ از خانواده های قربانیان اعدام شده توجیه شرعی می کرد!و هم او بود که پس از معدوم گشتن اسدالله لاجوردی  از آن حرامی خون آشام و سادیست تجلیل بعمل آورد! 

محمدرضا خاتمی همچنین ظاهرا از یاد برده است که فرمان سرکوب خونین خیزش دانشجویان میهنمان در ۱۸ تیر، در دوران ریاست جمهوری پرنکبت و ذلت برادر تبهکارش،آنهم از دهان بویناک شخص وی صادر شد!  

محمدرضا خاتمی، این گرگ خمینی صفت براستی و یکسره خود را به خریت زده و این نکته را بفراموشی می سپارد که مردم ایران،"با حساب دو دوتا چهارتا"و"به اصطلاح عامیانه" ضمن مقایسه ی دوران پیش از فاجعه ی بهمن با دوران سیاه پس از فاجعه ی بهمن،و با پی بردن به کلاه گشادی که دارودسته ی راهزن وجانی فراماسون خمینی و اربابان جهانی وی با استفاده از نام رمز "انقلاب بهمن"  بر سر ایرانیان گذاشتند،از همان فردای بروی کارآمدن رژیم دست نشانده ی آخوندی گفتند:"صد رحمت به دوران پهلوی!" و در اکثریت خویش آرزوی بازگشت به آن دوران را نمودند! امروزه نیزباید کر بود تا این عبارت و آرزو را که از زبان زن و مرد و پیر و جوان ایرانی بر سر هر کوی  و برزن شنیده می شود،نشنید!

ایرانیان آگاه و آزاده از همان فردای بروی کارآمدن رژیم جنایتکار خمینی که از همان آغاز در سراسر ایران بساط سرکوب و شکنجه و اعدام و دزدی و غارت و تجاوزگری را گسترد،به گردانندگان و اربابان این رژیم جنایت پیشه لعنت فرستادند و آن سیه دلانی را که این آتش را در خرمن هستی ملت بزرگ ایران درافکندند،روز و شب نفرین کردند . باید کر بود و کور تا لعن و نفرین ها ی شبانه روزی ایرانیان ستمدیده،زجرکشیده و داغدار علیه جانیان و آدمکشان حرفه ای فرمانروا بر میهن مان را ندید و نشنید!   

برخلاف دروغگویی ها و اباطیل آخوندهای معمم و مکلای خمینی صفت از قماش محمدرضا خاتمی که دست یکایک شان تا مرفق به خون مردم ایران آغشته است،آنچه مردم ایران می خواهند و آرزو می کنند،نه بازگشت به دوران سراسر نکبت و وحشت و ذلت و جنایت محمد خاتمی و شرکا از هر دو باند حکومتی،بلکه بازگشت به دوران پرافتخار سرافرازی و سربلندی ایران و ایرانی در پهنه ی گیتی است.

امروزه مردم ایران تنها و تنها یک آرزو دارند و آن چیز ی نیست جز آزادشدن ایران و ایرانی از بند اهریمنی رژیم خونریز و سیاهکار آخوندی در تمامیت آن،و رها گشتن از چنگال خون چکان گردانندگان خون آشام و انگلیسی تبار این رژیم صد در صد وابسته به بیگانگان!

مردم ایران،و در پیشاپیش آنان دختران و پسران دلیر و آزاده ی میهن مان در درون و برونمرز بخوبی می دانند که تحقق این آرزوی میهنی جز از راه همبستگی و اتحاد همه ی نیروهای خواهان براندازی رژیم جنایتکار آخوندی،یعنی رژیمی که همه ی باندهای حکومتی اش در زمینه ی حفظ قدرت و سرکوب ما  ایرانیان متفق القول و متحد می باشند،ممکن نیست!

ننگ و نفرین بر رژیم جنایتکار و واپسگرای آخوندی!

لعنت بر خمینی و آل خمینی:از سیدعلی گدا و رفسنجانی و پاسدار احمدی نژاد گرفته تا خاتمی ها و کروبی ها و آبراهام یزدی و یکایک گردانندگان و مزدوران و پشتیبانان رژیم اشغالگر آخوندی!

درود بیکران بر شیرزنان و کوهمردان شهر شرف ،پایداری و پایمردی:"اشرف"، و دیگر دلاوران و آزادگانی که در درون و برونمرز پرچم شرف،غیرت،ایستادگی و آزادیخواهی ملت بزرگ ایران را در برابر رژیم آخوندی به اهتزاز در آورده اند!

------------------------------------------------------------------

تهدیدات  توخالی رژیم دست نشانده ی آخوندی

 

 علیه اربابان انگلیسی!

 

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رژیم آخوندی در نشستی با حضور گله ای از سفیران جنایتکار این رژیم ضدایرانی،پس از استماع گزارش سفیر تبهکار این رژیم در کعبه ی آمال آخوندها،یعنی انگلستان، از برخی کم لطفی های اخیر اربابان انگلیسی خود گله گزاری نموده و در یک نمایش خیمه شب بازی آخوندی  که سناریونویسان آن از قضای روزگار همان ولی نعمتان انگلیسی آخوندها هستند،دولت انگلستان را به تنزیل سطح روابط سیاسی و دیپلماتیک میان دو "دولت خادم"(رژیم دست نشانده ی آخوندی) و " دولت  مخدوم"(دولت استعمارگر انگلستان) تهدید کرده اند!

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس آخوندی یکبار دیگر خشم و نگرانی فزاینده ی سید علی گدا و دیگر گردانندگان و مزدوران معمم و مکلای رژیم پابگور جمهوری اسلامی نسبت به اقدام  اخیر دولت انگلستان در زمینه ی بیرون آوردن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست  سازمان های  تروریستی را ابراز نموده و بگونه ای مضحک مدعی شد که گویا این اقدام دولت انگلستان به تقویت تروریسم در منطقه یاری می رساند!!!

رژیمی که بند ناف سران و گردانندگان و دم و دنبالچه های آشکار و پنهانش را با تروریسم  و جنایت و خونریزی و خشونت و تجاوزگری بریده اند،اینک مدعی مبارزه با تروریسم شده است!!!

سوز و گداز گله ی گرگ های گردآمده در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس آخوندی از بابت رفع ممنوعیت از فعالیت سازمان مجاهدین خلق ایران در خاک انگلستان که در پی یک کارزار گسترده ،و برغم خواست و اراده ی دولت استعمارگر انگلستان انجام گرفت،البته برای ما ایرانیان قابل درک است.همچنانکه سوزوگداز دیگر گردانندگان معمم و مکلای رژیم آدمخوار و واپسگرای جمهوری اسلامی،و نیز جانوران جنایت پیشه ای همچون آبراهام یزدی،رییس دارالتجاره ی انگلیسی ـ آمریکایی موسوم به "نهضت آزادی" در این رابطه کاملا قابل درک است!

این جیره خواران دیرینه ی انگلیس نیک می دانند و احساس می کنند که رژیم اهریمنی و انیرانی آخوندی که بقا و حیات انگلی خود را بیش و پیش از هرچیز مدیون وابستگی خویش به دولت انگلستان است، و اصولا بر پایه ی اراده ی ضدایرانی این دولت بدنام و شرکای آن برسرکار آمده است،واپسین نفس های خود را برمی آورد و در آینده ای بسیار نزدیک راه به زباله دان تاریخ خواهد برد!

آنچه اما به تهدیدات توخالی و تهوع آور این جانوران علیه دولت انگلستان مربوط می شود،باید گفت که مردم ایران دیریست که دست  کثیف آنان را خوانده اند و فریب این بازی ها و نمایشات آخوندی ـ انگلیسی فراماسون های معمم و مکلایی را نخواهند خورد که از سه دهه ی پیش بدین سو میهن ما را اشغال کرده اند!جانورانی که امام دجال و خون آشام شان همراه با هفت پشت خاندان فراماسون و ملعون اش از دست نشاندگان و ریزه خواران همیشگی سفره ی استعماری دولت حیله گر و غارتگر انگلستان بود و اصولا در چارچوب چنین روابطی در سرزمین مادری ما بقدرت رسید تا از آن ویرانه سرا و گورستانی بسازد،که چنین نیز کرد!    

مردم شریف و آزاده ی ایران،از هر دسته و گروه و سازمان سیاسی مخالف رژیم آخوندی،از نیروهای هوادار جمهوری گرفته تا نیروهای هوادار نظام پادشاهی عزم جزم دارند که بساط غارتگرانه و اهریمنی این رژیم ضدایرانی دست نشانده ی بیگانگان،و در وهله ی نخست،دست نشانده ی دولت انگلستان را در ایران زمبن یکسره از میان برچینند و ایرانی آزاد،آباد و شکوفا را بنا نهند!

بامید فرارسیدن آنروز بزرگ،که بیگمان بسیار نزدیک است!

 

Britain's Baby Becomes
 
  The EU's BEACH BOY 
 
Thanks to little help from Russia & China
 
 
Islamic Republic of Hell In Iran
Established by Britain in 1979
and protected by them ever since
|+| نوشته شده توسط مهرداد نیک زاد در جمعه نوزدهم مهر 1387  |
 
 
بالا