با درود فراوان! به وبلاگ روزهای روشن خوش آمدید! نزدیک به سه دهه است که سران،کارگزاران و مزدوران رژیم تبهکار و ضدایرانی آخوندی با همدستی و همیاری اربابان جهانی خویش میهن بزرگ و کهنسال ما را اشغال کرده اند. این بیگانگان بدکیش و بدگوهر،از خمینی و خامنه ای و رفسنجانی گرفته تا خاتمی و احمدی نژاد و یزدی و مهدوی کنی و دیگر آخوندهای معمم و مکلا از باندهای گوناگون حکومتی که از دیرباز سر در آخور لژهای گوناگون فراماسونری داشته و بدون استثنا دست نشانده و جیره خوار قدرت های جهانی،و در وهله ی نخست،دولت استعماری و حیله گر انگلستان می باشند،از نخستین روز،و حتی از نخستین دقایق برپایی بساط اهریمنی خویش در سرزمین ما در زمستان سیاه سال 1357 خورشیدی، دشمنی خویش را با ایران و ایرانی به نمایش گذاشتند و با هر آنچه که نشان از آیین نیک و خردگرایانه ،فرهنگ غنی و انسانی، و تمدن درخشان و دیرپای ایرانی دارد، به ستیز برخاستند، و با برخورداری از پشتیبانی های همه سویه ی اربابان جهانی و "استادان اعظم" خویش در لژهای فراماسونری به قتل و غارتی وحشیانه که همانند آن در تاریخ ایران وجهان یافت نمی شود، در سرزمین مادری ما پرداختند. در مقابل،ایرانیان آگاه و آزاده نیز از همان نخستین روز برپایی رژیم پلید و دست نشانده ی جمهوری اسلامی به رویارویی و ایستادگی در برابر آن پرداختند و از جمله با تاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران پرچم جنگ آزادیبخش و میهنی علیه اشغالگران معمم و مکلای خمینی صفت را به اهتزاز درآوردند و با جانفشانی هایی بس بزرگ،به خمینی خون آشام و گله ی گرگ های دست آموز وی، این فرومایه ترین فرومایگان،و خونخوارترین خونخواران تاریخ بشری، نشان دادند که انسان ایرانی هرگز در برابر اشغالگران سر تسلیم فرود نمی آورد. همانند بسیاری از ایرانیان ناسازگار با رژیم آدمخوار و فاشیستی جمهوری اسلامی که ناگزیر از ترک میهن بوده اند،بیش از نیمی از زندگی خود را در برون از مرزها ی میهن عزیزمان بسر برده ام. در تمامی این سال های دشوار برای همه ی ایرانیان آزاده، آرزوی سوزان بازگشت به سرزمین مادری و باور ژرف به محتوم بودن سرنگونی رژیم دست نشانده و اشغالگر آخوندی، حتی یک دم نیز قلب و وجود مرا ترک نکرده است.چه بسیار هم میهنانی که با همین آرزو و باور در خاک غربت جان به جان آفرین تسلیم کردند،اما به ننگ بازگشت به ایران زیر اشغال رژیم آخوندی، و دریوزگی و مزدوری برای اشغالگران میهن مان تن در ندادند.در این پیوند،مایلم بویژه از روحانی پارسا و فرهیخته،شادروان احمد علی مصباح یاد کنم که برای من همرزم و دوستی بزرگ، و نمونه ی برجسته ی یک میهن دوست دلیر و فرزانه بود. شادروان احمدعلی مصباح در آلمان بخواب ابدی فرو رفت و اینک در یکی از آرامگاه های شهر کلن آرمیده است.روانش شاد باد! روان یکایک هم میهنانی که با قلبی سرشار از عشق به ایران، و نفرت نسبت به دژخیمان اهریمن خویی که میهن باستانی ما را به اشغال درآورده اند،در خاک غربت جان باخته اند و اینک " در میان ما نیستند"، شاد باد! در این روزها،در فاز نهایی زوال و سرنگونی ناگزیر و قریب الوقوع رژیم اشغالگر آخوندی، بیش از هر گاه دیگری باور دارم که رژیم پلید و ضدایرانی آخوندی در آینده ای بسیار نزدیک واژگون خواهد شد، شب تیره و شوم فرمانروا بر میهنمان به پایان خواهد رسید،مهر تابان آزادی در ایران زمین،این زادگاه پاک میترا و اشو زرتشت و مزدک و بابک برخواهد دمید ، روزهای روشن فراخواهد رسید و ما ایرانیان سرانجام به میهن مان باز خواهیم گشت:با سری بلند،با گردنی افراشته،و با کوله باری از مهر و دوستی برای ایران و مردم بزرگ ایران!