ما می گیم خر نمی خوایم،پالون خر عوض می شه!
شیخک شیاد و جلاد،خاتمی خون آشام، که بدستور استادان اعظم خویش در لژهای فراماسونری، در سال های اخیر ردای آزادیخواهی و دمکراسی بر دوش انداخته و همچون امام گوربگور شده و دوزخی خویش،خمینی،گستاخانه اجرای نقش قیم و وکیل و وصی مردم ستمدیده و زجرکشیده ی ایران را برعهده گرفته است،اینروزها،از یکسو برای گرم کردن تنور نمایش انتخابات ریاست جمهوری در رژیم اشغالگر و دست نشانده ی آخوندی،و از سویی دیگر،در راستای پیشبرد و تکمیل پروژه ی استعماری و بویژه انگلیسی فریب بزرگ مردم ایران که با آوار شدن بهمن ضدتاریخی و ویرانگر موسوم به انقلاب بهمن در زمستان سیاه سال ۱۳۵۷ خورشیدی و بروی کار آمدن رژیم آخوندی بر سر ایران و ایرانی آغازگشت و تا به امروز تداوم یافته است،دوباره به میدان آمده و با این خیال باطل که مردم دردمند و مظلوم ایران دوباره گول او و "برادران" فراماسون وی از باندهای حکومتی موسوم به "تمامیت خواه" و "اصلاح طلب" که هر دو سر در آخور شبکه ی پلید و اهریمنی فراماسونری دارند را خواهند خورد،سخت به تکاپو افتاده و ژست های آزادیخواهانه!!! می گیرد.!
آخوند خاتمی جنایتکار بدنام و رسوایی است که همچون دیگرهمدستان پلید خط امامی و اصلاح طلب!!! خویش،و همراه با باند خونریز موسوم به "تمامیت خواه" در تمامی جنایات و تبهکاری های رژیم دست نشانده و وارداتی آخوندی شریک بوده و در فردای سرنگونی رژیم آخوندی باید پاسخگوی سیاه کاری ها و خیانت های بیشماری باشد که او و دیگر گرداننگان و معماران فراماسون این رژیم واپسگرا و انگلیسی در درازای سه دهه فرمانروایی جنایتکارترین و خونریزترین رژیم تاریخ بر سرزمین باستانی ما مرتکب گشته اند!
لابی های رسوای رژیم واپسگرای آخوندی،و در پیشاپش آنان،سایت ساواماساخته ی "پیک نت" به گردانندگی "علیرضا خدایی"،مزدور سرشناس و بدنام وزارت اظلاعات رژیم آخوندی،در ارکستری هماهنگ و بهمان اندازه گوشخراش،با براه اندازی توپخانه ی تبلیغاتی ـ آخوندی خویش مذبوحانه می کوشند چنین وانمود سازند که گویا یگانه راه خوشبختی مردم ایران دخیل بستن به امام زاده ی جانوران درنده ای همچون آخوند خاتمی و همپالگی های او، از جمله میرحسین موسوی،نخست وزیر پیشین رژیم آخوندی و یارغار و جنایتکار خمینی خون آشام می باشد.
سران حکومت ضدایرانی آخوندی و اربابان شان که کاملا از ژرفای نفرت مردم ایران از رژیم اشغالگر و تا مغز استخوان وابسته ی جمهوری اسلامی آگاهی دارند،و بویژه این نکته را می دانند که ایرانیان دیگر از هرچه آخوند و ملاست، بیزارند،با حیله گری و بکارگیری شگردهای شناخته شده تلاش دارند که مردم ایران را در مقابل انتخاب بد و بدتر قرار دهند و به آنان چنین القا کنند که:
در نمایش انتخابات ریاست جمهوری ،در مقابل پاسدار تیرخلاص زن،احمدی نژاد و باند او، از آخوند خاتمی، که پس از عمری ویرانگری و خیانت و جنایت و تیغ کشیدن بر چهره ی آزادی اینک یکشبه دمکرات!!! و آزادیخواه !!! شده است،پشتیبانی کنند،
و چنانچه نیز نمی خواهند که دوباره بک آخوند رییس جمهورشان شود، از جانورانی همچون میرحسین موسوی که ظاهرا آخوند نیست، حمایت نمایند!
این همه در حالی ست که مردم ایران در این سه دهه فرمانروایی رژیم نکبت و ذلت و جنایت آخوندی که جز ویرانی و واپسماندگی و سرافکندگی و پشیمانی برای ما ایرانیان چیزی به ارمغان نیاورده است،بخوبی دریافته اند که همه ی باندهای حکومتی و پیرامون حکومت(از قماش دارالتجاره ی موسوم به نهضت آزادی به سرکردگی پاانداز حرفه ای،آبراهام یزدی) از یک قماش بوده و سر ته یک کرباسند و کمترین تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند!
مردم ایران از دیرباز انتخاب تاریخی خود را کرده اند و آن چیزی نیست جز برچیده شدن بساط اهریمنی رژیم اشغالگر، دست نشانده و ضدایرانی آخوندی،و بروی کارآمدن حکومتی خردگرا و ایرانی که با ارزش های کهن و انسانی ایران زمین همخوانی داشته باشد.
مردم ایران بصدای بلند به اربابان جهانی آخوندهای معمم و مکلای خمینی صفت گفته اند ومی گویند که خر نمی خواهند،نه اینکه هر روز پالان خر عوض شود، و در نتیجه، یک روز خمینی و خامنه ای و رفسنجانی، یک روز موسوی و رجایی و باهنر،یک روز خاتمی و احمدی نژاد،و روزی دیگر جانوری دیگر از این جانوران بر مسند فدرت بنشیند!
آخوند های معمم و مکلای خدعه گر و پلید خمینی صفت که در جریان فاجعه ی بهمن ۱۳۵۷، بر بستر یک فریب بزرگ تاریخی، و با همدستی اربابان جهانی خویش، از گاوگندچاله دهان رادیوهای استعماری همچون رادیو بی بی سی ـ که بدرستی و بحق از سوی ایرانیان آزاده "آیت الله بی بی سی" نام گرفته است ـ شعار "ما می گیم خر نمی خوایم،پالون خر عوض می شه!" را سردادند و برای تیشه زدن به ریشه ی تمدن کهنسال ایرانی و برچیدن نظام شاهنشاهی در میهن مان این شعار را در دهان فریب خوردگانی گذاشتند که به عبث می پنداشتند با واژگون شدن نظام شاهنشاهی و بروی کار آمدن جمهوری اسلامی دروازه های بهشت برروی ایران و ایرانی گشوده خواهد شد،بهتر از هر کس دیگری می دانند که امروزه شعار مردم ایران در مقابل رژیم اشغالگر و ضدمردمی آخوندی در تمامیت آن همان شعار "ما می گیم خر نمی خوایم،پالون خر عوض می شه!" می باشد.تفاوتی اگر هست،تنها در آن است که مردم ایران اکنون دریافته اند که سردادن این شعار در جریان شکل گیری فاجعه ی بهمن حرکتی خردمندانه و همخوان با منافع ملی ایران نبود، که درنتیجه زمینه را برای بقدرت رسیدن باند تبهکار و جنایت پیشه ی زیر رهبری خمینی خون آشام و متعاقبا ویرانی ایران فراهم ساخت.حال آنکه سردادن این شعار در حال حاضر نشانه ی روشن خواست و اراده ی قاطع مردم دربند ایران برای رهایی از چنگال خون چکان رژیم آخوندی در تمامیت آن است!
وانگهی!
گردانندگان رژیم آخوندی با تزریق ویروس های ظاهرا مکلایی همچون میرحسین موسوی جنایتکار بجای آخوند فریبکار و جنایت پیشه،خاتمی، به پیکر لرزان نمایش انتخابات ریاست جمهوری،آشکارا بر این واقعیت شگرف و انکارناشدنی صحه می گذارند که:
مردم ایران آخوندها و رژیم آخوندی را نمی خواهند!
رژیم اهریمنی آخوندی در آینده ای بسیار نزدیک سرنـگون خواهد شد و همای خوشبختی ایران زمین دگرباره در سرزمین بزرگ مهر و اشوزرتشت به پرواز درخواهد آمد.آخوندها و مزدوران شان در درون و برونمرز این واقعیت را بخوبی می دانند و از ترس برخود می لرزند!
-----------------------------------------------------------
"اشتباه" لپی یک پیرکفتار در باره ی "امام" نابکار!
دریوزگی و مزدوری علیرضا خدایی ،از سران حزب خائن توده و گرداننده ی سایت ساواماساخته ی "پیک نت" و ورق پاره ی آخوندی "راه توده" بیش از آن روشن و آشکار است که نیازی به توضیح داشته باشد!
این جانور جاسوس و هزارچهره که نه تنها در لودادن و دستگیری نظامیان دلیر و میهن دوست مرتبط با کودتای نوژه،بلکه بر پایه ی بسیاری از شواهد و قرائن حتی در لو دادن سران حزب معلوم الحال توده به وزارت اطلاعات رژیم جنایتکار آخوندی نقشی مستقیم و ویژه داشته است،اخیرا در یک نمایش خیمه شب بازی و باصطلاح مصاحبه با گردانندگان ورق پاره ی آخوندی "راه توده" به بازگویی خاطرات خود از دوران پیش و پس از فاجعه ی بهمن ۱۳۵۷ پرداخته است.
می گویم بازی خیمه شب بازی،زیرا آنکه نمی داند گرداننده ی ورق پاره ی ساواماساخته و آخوندی "راه توده" کسی بجز همین "علیرضا خدایی" نیست،خواجه حافظ شیرازی است!شماره ی حساب بانکی این ورق پاره ی آخوندی نیز به نام همسر و همدستش "ناتالیا(ناتاشا) ورنیس "می باشد که چنین است:
حساب بانکی
Vernis
PostbankEssen
KontoNr. 0517751430
BLZ: 360 100 43
Germany
به عبارتی دیگر،علیرضا خدایی در واقع برای ارضای کمبودهای خویش و عقده گشایی و دهن دریدگی علیه اپوزیسیون برانداز رژیم آخوندی،و نیز در راستای ایفای نقش کاریکاتور نورالدین کیانوری معدوم،خودش با ورق پاره اش مصاحبه می کند و سپس آن را به عنوان مصاحبه ی دیگران با خود قالب می کند!
این خاطرات کذایی که بی شک می توان بر آن نام "یادمانده های یک جاسوس وامانده" را نهاد،تاکنون در ۲۵ شماره ی ورق پاره ی آخوندی" راه توده" منتشر شده است که البته علرضا خدایی از هول حلیم در دیگ افتاده و گمان می کند آن ها را در ۲۶ شماره منتشر ساخته است!چه می شود کرد:پیری است و فراموشی!بیهوده نبود که همسر و همدستش "ناتالیا(ناتاشا) ورنیس" از سالها پیش و با اصرار این پیرکفتار را واداشت که برای جوان نشان دادن خویش موهای سپیدش را رنگ کند!
این پیرکفتار توده ای در تازه ترین "یادمانده های" کذایی خویش که در شماره ی ۱۹۸ ورق پاره ی "راه توده" آمده است،یک "اشتباه" لپی کوچک،اما قابل توجه مرتکب شده، بمصداق ضرب المثل معروف "ترک عادت موجب مرض است"،و بتصور اینکه بروال معمول، اما دور از چشم ایرانیان، در یکی از نشست های نوبتی وزارت اطلاعات رژیم آخوندی حضور داشته و به ولی نعمتان خویش گزارش می دهد،از خمینی خون آشام با عنوان امام یاد می کند و بدین ترتیب دم خروس ارادت همیشگی خویش به خمینی جلاد را به نمایش می گذارد!
و این هم دم خروس علیرضا خدایی در ورق پاره ی ساواماساخته و آخوندی "راه توده":
نا گفته ها در گفتگو با علی خدایی - 26
مصطفی چمران
از روی سر مذاكرات
جنگ در كردستان
را آغاز كرد!
" در جلسه چهارنفره، ما میخواستیم در باره ملاقات با چمران بدانیم، اما واقعیت اینست كه از كیانوری نباید از این نوع سئوالات میشد، چون واكنش نشان میداد. همیشه علاقمند بود خودش آنچه را لازم است و صلاح میداند بگوید، نه این كه ما با كنجكاوی سئوال كنیم. گاهی هم حوصله نداشت جزئیات یك مسئله را طرح كند. آن روز همهاتفی با زیركی مسئله فرمان امام به چمران را كه نظر مثبتی نسبت به آن نداشت پیش كشید و كیانوری هم گفت عموئی و شلتوكی با او ملاقات كردهاند. تمایل نداشت بیشتر چیزی بگوید و هیچكدام از ما هم در باره جزئیات ملاقات چیزی نپرسیدیم. چند روز بعد زنده یاد جوانشیر را در خانه جدیدش دیدیم. درهمان مجموعه آپارتمانی كه در خیابان حافظ شیرازی، پشت باغ وحش تهران در خیابان پهلوی سابق قرار داشت." (راه توده شماره ۱۹۸ دوشنبه مهرماه ۱۳۸۷)
|
+| نوشته شده توسط
مهرداد نیک زاد در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
|